![]() |
![]() |
|
|
هوا سرده...سردمه...
شب از پشت پنجره به من زل زده چند دقیقه پیش بیرون بودم اون بیرون باد دعوا دارهبا همه با لباس های تنشون من اینجام تو اتاق ۳ در ۴ و خلوت خودم همینطور که دارم می نویسم موبایلمو چک می کنم خبری نیست کی اعتبار داره بخواد به من زنگ بزنه کی حرفی واسه گفتن داره بخواد به من پیام بده اصلا من کیم که حرفاشونو به من بزنن من این تو ام تنهام...میرم بیرون بازم تنهام پیش دوستمم ازم ایراد می گیره از مدت زمان مکاله های تلفنیم تا.... میرم پیش اون یکی دوستم اونی که دوسش دارم من نمیرم اون میاد دنبالم ...تمام مدتی که با همیم پیشنهاد میده پیشنهاد های مختلف...که همشون ریسک دارن...پنجا پنجان...قبول کنی یه چیز ی میشه قبول نکنی یه چیزه دیگه... چند جرعه نسکافه تو لیوان یه بار مصرف و کلی خاطره ی بی مصرف... بهش میگم:یکم مهربون باش...دستمو میگیره میگم:درکم کن...بغلم میکنه میگم :به درد دلام گوش کن...میگه بیا خونمون!!!!!!!!!!!! من پرم...پر از خالی...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 20:20 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
| پیوندها |
|
فال حافظ خبر های داغ داغ با تصویر دارالمجانین فرشته ی شیطون فرشته شیطون2 |
|
RSS
|